غلامرضا تشکری متولد دوم فروردین ماه ۱۳۴۳ در شهرستان گالیکش از شرقی‌ترین شهرهای استان گلستان بود که سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید و یکی دیگر از برادرانش جانباز است.

به گزارش نیلکوه، پدر شهید تشکری بازاری بود. غلامرضا هنوز دیپلم نگرفته بود که به کار مشغول شد و از آنجا که به کارهای فنی علاقه نشان می‌داد حرفه مکانیکی را برای خود انتخاب کرد و چون خیلی زود شروع به یادگیری این حرفه کرده بود در ۱۷ سالگی کاملاً کارآزموده شده و به استقلال مالی رسیده بود.

از گلستان تا بیت‌المقدس

شهید غلامرضا تشکری (ایستاده از راست ، نفر اول)

فعالیت‌های انقلابی

غلامرضا با آغاز دوران مبارزات انقلاب در فعالیت‌های انقلابی مثل شرکت در راهپیمایی‌ها و جلسات مربوط به امام و انقلاب به همراه یک گروه از دوستانش حضور داشت و هر روز به خط و آرمان امام نزدیک‌تر و همان اندازه نسبت به رژیم شاهنشاهی متنفر می‌شد.

دفاع مقدس

از همان روزهای نخستین آغاز جنگ تحمیلی تصمیم گرفت به جبهه‌ برود. خانواده‌اش به ویژه پدرش به دلیل این‌که ایشان هنوز به سن قانونی نرسیده بود به شدت با رفتنش به جبهه مخالفت می‌کردند اما غلامرضا در نهایت با پیگیری‌هایی که انجام داد در سال ۱۳۵۹ قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی به مناطق جنوبی اعزام و در پادگان حمید اهواز مستقر شد.

مرحله بعدی اعزام غلامرضا تشکری در فروردین ماه ۱۳۶۱ و در آستانه عملیات بیت‌المقدس بود که به دلیل کوچکی جثه و کمی سن جزو افراد شرکت کننده در لیست قرار نمی‌گیرد و به برادرش اعلام می‌کنند که غلامرضا باید در پادگان بماند؛ اما غلامرضا قبول نمی‌کند و وقتی اصرارهایش را بی‌فایده می‌بیند به صورت مخفیانه در کامیون پنهان می‌شود و خود را به خط مقدم می‌رساند.

شهادت

بعد از پیشروی و فتح چند خاکریز در منطقه توسط رزمندگان اسلام؛در خاکریز چهارم مورد اصابت ترکش‌های توپ ۱۰۶ دشمن بعثی قرار می‌گیرد. شدت جراحتش به حدی زیاد بود که قبل از رسیدن به بیمارستان صحرایی، در روز ۲۰ اردیبهشت‌ ماه ۱۳۶۱ و در سن ۱۸ سالگی به شهادت رسید.

خبر شهادت غلامرضا توسط یکی از همرزمانش به مسئولان شهرستان اعلام می‌شود و مسئولان به خانواده‌اش خبر می‌دهند و   مراسم باشکوهی برگزار می‌شود که تعداد زیادی از مردم و امام جمعه شهر و مسئولان شرکت می‌کنند.

مادر شهید تشکری بعد از شهادتش بسیار غمگین و بی‌تاب شد  اما به مرور شهادت فرزندش را پذیرفت. غلامرضا به واسطة اخلاق خوب و پسندیده و مهربانی که نسبت به پدر و مادر داشت، بسیار مورد علاقه خانواده بود.

بعد از غلامرضا برادردیگرش از طریق جهاد سازندگی به منطقه کردستان اعزام و در آن جا بر اثر اصابت ترکش از ناحیه زانو مجروح و به درجه جانبازی رسید.

شهید تشکری با وجود سن کم راهش را انتخاب کرده بود و با ایمان به هدفی که در پیش گرفته بود و داشتن روحیه شهادت طلبی و با اطاعت از فرمان امام(ره) برای دفاع از مملکت پا در راه جهاد گذاشت.

خانواده‌های شهدا از مردم هیچ انتظاری ندارند چرا که عزیزشان به خواست خودش عمل کرده است و تنها خواسته‌شان این است که یاد شهداء در غبار روزمرگی‌هایشان محو نشود و ادامه دهنده راه شهداء باشند که راه شهدا جز روشنایی و نور نیست.

آرشیو

روز : ماه : سال :